تبليغاتX
این دل تنگم
خدا رو کنارت بدون همیشه

از دلــی بیگانه منـت می کشم 


هر چه هست از دست تنهایی می کشم


گریه را تا مرگ وسعت می دهم


غصه را تا مرز بـی نهایت می کشم


هر چه هست از دست این تنهایي


لحظه های بی طراوت خیلی می کشم


محنت از نامـحرمان این دیار


سالها از روی عادت ، تنهایی می کشم


در کتاب غربت شبهای تنهاییم


خط سرخی بر روی اصالت می کشم


گاهگـاهی روحـم تب می کند


زندگی را در زندان تنهایی می کشم


این فصل تنهای من وقتی که مرد


دست از هر نوع شکایت می کشم

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:37  توسط مهدی | 
سلام

پس از یه مدت کوتاه  ولی طولانی از نظر خودم  رفتم مشهد پا بوس امام رضا  آخ که چه حالی کردم 

چغدر دلم سبک شد چغدر درد دل کردم با آقام  خیلی بزگواره امام رضا ....................../

حیف که تو حرف نمیشه از امام رضا تعریف کرد از آرامشی که تو حرم به آدم دست میده یه عکس میزارم

از تو حرمش ببینید چغدر عزیزه این حرم .............../

حرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 1:29  توسط مهدی | 
 عجب دارم از چهار کس که چرا از چهار چیز غافلند:

۱.اول آنکه به غمی مبتلا گردد چرا نگوید

"لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین"

۲.دوم آنکه از دشمن می ترسد چرا نگوید

"حسبنا الله ونعم الوکیل نعم المولی ونعم الوکیل"

۳.سوم آنکه در دست ظالمی گرفتار بود چرا نگوید

"و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد" 

۴.چهارم آنکه طالب جاه ومقام است چرا نگوید

"ما شا الله لا حول ولا قوّه الا بالله العلی العظیم"

 

                    *طریق خواندن هر کدام" صد مرتبه" است.*

بعد حضرت فرمودند:هرکس نیمه شب از خواب بیدار شود وبگوید :" لا اله الا انت

سبحانک انی کنت من الظالمین" از گناهان خود پاک شود مانند طفلی که تازه از

مادر متولد شده باشد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:4  توسط مهدی | 
سلام..........

دیشب تو سخت ترین شرایط بازم بودی کنارم شاید میشه گفت از وقتی که سنگ صبورم رو از دست

داده بودم اومد اون چه به موقع خدایا شکرت شکرت به خاطر همه چی هر چی بلا سرم بیاد حتما" حقمه

 باز شکرت که تو رو دارم خدای که همیشه گوش میکنه به حرفام خدای که آرومم میکنه خدای که نمیزاره

به بی راه برم ./

دیشب کلی حرف زدیم اونم نه مثل سابق که من داد بزنم اون آرومم کنه سعی کردم اروم باشم و آروم

نشون بدم ولی خدا میدونه چه غوغای تو وجودم بود  ولی بازم آروم شدم تو این حرف زدانی معمولی

............. .

...............

خدایا خودت سنگ صبورم و منو آروم و کارامون به خیر  برسون ./

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 12:43  توسط مهدی | 
 

من قول خودم را به تو و تو قول خودت را به من داده بودي


بدون هيچ دلواپسي ...


و لي سرنوشت مهر برگشتي به نامه سر به مهر سرنوشتمان زد و تقدير


عشقمان


را به گروگان گرفت

در يك روز باراني با تو آشنا شدم؛

رفتيم، گفتيم، خنديديم ، چقدر خوش بوديم


خيس شديم!

و هنوز باران ميباريد كه از هم گذشتيم؛ تو به سوئي رفتي و من به ديگر سو


خيس شديم!

….. و حالا وقتي باران مي بارد نمي دانم بخندم يا گريه كنم ؟ زيرِ باران كدام خاطره را نگاه دارم و كدام را

بشويم



+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 2:21  توسط مهدی | 


یا امام رضا

 

<BGSOUND src="http://ali49m959.persiangig.com/audio/01_%20Khodkoshi.mp3" loop=infinite>